مواجهه و مکاشفه

دلگرمی های کوچک زندگی

سلام

بالاخره بعد از یک عالمه دوری اومدم!

دقیق نمی دونم یک عالمه حساب می شه یا نه! ولی برای من و خرام که خیلی طولانی طوری هم گذشته!

حتی می تونم بگم سخت هم گذشته! ولی خوب گذشته دیگه!

این سری می خوام یه خورده از اخلاقیات بگم

این که جدیداً فهمیدم گونه ی ما از نوع بشر،تا به چه حد نسبت به رفتار بقیه متأثر است! وقتی که با یه اخلاق بد حالمون گرفته می شه و با یه رفتار خوب خیلی خوشحال و پر انرژی میشیم!

می خواستم این سری از خوش رفتاری هایی که جدیداً خیلی روم تأثیر گذاشته بگم! خوش سر و زبونی هایی که از کسی چیزی کم نکرده که برعکس کلی هم اورده روشون!

البته، خوش رویی و خوش سر و زبونی رو با زبون بازی قاطی نکنین یه وقتی که کل مطلب زیر سوال می ره! منظور من دقیقاً الان اون برخورداییه که می تونه خیلی عادی، سرد و بی تفاوت صورت بگیره اما اینطوری نمیشه! با یه لبخند، یه شوخی، یه حرمت، یه حواس جمعی به موقع تبدیل می شه به یه برخورد دوست داشتنی که حتی می تونه روز آدم رو بسازه!

مثلاً داشتم فکر می کردم که چقدر خوب بود که رئیس اداره من با این که من تو اوج کارها داشتم می رفتم مسافرت و مطمئن بودم که ترجیح می داد این کار رو نکنم، موقع رفتن دم آسانسور از من پرسید پروازت چیه؟ وقتی گفتم زاگرس – بوئینگ! گفت خدا رو شکر، توپولوف نباشه!!!!سعی کن این چند روزه اصلاً به کار فکر نکنی و حسابی استراحت کنی ، چون لازمت داریم!!!  به این می گن دلگرمی از شعور یه رئیس!!!!

و یا اینکه چقدر خوبه که پرستار بیمارستان کسری وقتی به من می گه باید دوتا قرص بعد نوار قلب بدم به آناهیتا خودش یه لیوان آب می ده دستم!!! به این می گن دلگرمی از شعور یه پرستار !!!!

چقدر خوبه وقتی کلاس فتوشاپ من تموم می‌شه استادم می‌گه به من میل بزنید آدرس وب‌سایت‌هایی که می‌تونه کمکتون کنه‌رو براتون سِند کنم، یا هر مشکلی که داشتین شماره تماس و آدرس ایمیلم اینه!!! به این می‌گن دلگرمی از آموزش یه استاد !!!!

چقدر خوبه که وقتی تو بعد کلی گشتن و هیچی پیدا نکردن می ری توی یه مغازه واسه خرید فروشنده بهت اب خنک می ده و می گه خانوم معلومه خسته این بفرمایین بشینین!!! به این می گن دلگرمی از شعور یه فروشنده !!!!

چقدر خوبه که وقتی به دوستت می گی سرم درد می کنه تو اولین مغازه که می دونه قرص داره می پیچه تو و برات یه ورق پانادول می گیره!!!! به این می گن دلگرمی از شعور یه دوست !!!!

چقدر خوبه که وقتی می خوای بری مرخصی و یک عالمه کار روی سرت ریخته، همکارت می گه نگران نباش من هستم!!!! به این می گن دلگرمی از شعور یه همکار !!!

چقدر خوبه که من زنگ می زنم شعبه تبریز، با این که کارشون یک عالمه ایراد داره ولی اینقدر خوب صحبت می کنن که دلم نمیاد چیزی بهشون بگم که ناراحت بشن! به این می گن دلگرمی از ... ما نمی دونیم چی چی!!!!

آخ آخ چقدر خوبه که من اگه وقت نداشته باشم برم شعبه خیالم راحته که یه حانیه ای هست که شعبه رو میاره برج !!!! به این می گن دلگرمی از شعور یه دوست خوب!!!

و خیلی چیزای کوچیک دیگه که دارن می شن دلگرمی های زندگی بزرگ ما!!!! اونم الانا که بند دلمون بسته به یه تلنگر کوچیکه! توی این روزای دلگیر، دلگرمی های کوچیک خیلی می چسبه! کانه شربت آبلیموی تگری توی گرمای ظل تابستون!

وقتی که می بینم این همه دستاورد با کمترین هزینه به دست میاد و رسماً خودم بنده ی همین دلگرمی ها میشم، دارم فکر میکنم که چقدر حیفه که ما باعث دلگرمی بقیه نباشیم! به قول دوست شاعرمون: "اندیشه کردم که مروت نباشد همه در تسبیح و من به غفلت خفته" خرجی نداره در اون حد! به امتحانش می ارزه! ترای ایت!!!!:))0

به نام یگانه منبع گرمایش دل ما!!!!!

 

حق

 

...
? مژگان | در ۱۳۸٩/۳/٢٧ |   | مردم چي مي‌گن؟؟()