مواجهه و مکاشفه

پرونده سازی برای عشق...!!!

آدم وقتی عاشق می‌شه فکر می‌کنه یه اتفاقی بیرون داره می‌افته ولی در واقع توش یه اتفاقایی افتاده!

نکته‌ی سهمگینیه که عشق بازتاب درون ما باشه به بیرون! اینکه یه کسی یا چیزی بشه بهانه‌ای برای زندگی کردن زندگی نکرده! یا لذت بردن از زندگی کرده!

آدم وقتی عاشق می‌شه خیلی چیزا براش یه رنگ و بوی دیگه می‌گیره و کلاً‌ زندگیش دستخوش تغییر می‌شه، خیلی عجیب و سخته که آدم برسه به این نکته که تمام اون چیزایی که توی یه نفر دیگه دوست داریم فرافکن شده‌ی چیزهای خوبیه که خود آدم داره!

نوید اسکویی‌پور یه شعر داشت که نمی‌دونم منظور خودش از این شعر چی بود ولی شما گوش بدین ببینین به این مفهوم شبیه نیست؟!

 

سال ها شیفته ی چشم سیاهی بودم

که نگاهش می کشت

 


که نگاهش می برد

 


که نگاهش به دلم لرزه و آتش می زد

 


 


چشم او زینت یک پنجره بود

پنجره قاب نبود

 


پنجره دنیا بود

 


 


 


سال ها شیفته ی پنجره ی خانه ی دلبر بودم

تازگی فهمیدم

 


که فقط آینه بود


 

حس غریبیه، همون حسی که همه چی خودتی! هی داره تکرار می‌شه! و معشوق بهانه‌ای می‌شه برای عشق ورزیدن تو! به تمام اون چیزایی که می‌تونی تو خودت زنده‌شون کنی!

اینکه چرا همه دوتان و حبیب دل یکی!؟

وقتی که نمی‌شه تمام ظرفیت‌های وجودی رو دید، یکی پیدا می‌شه که اون چیزایی رو زندگی می‌کنه که تو نکردی! درستش اینه که بدونی همه‌ی اینا از یه تمامیت میاد و اشتباه اینه که فکر کنی دو تا چیز جدان!

عاشق دیگری شدن بهانه‌ای می‌ده دستت تا وقتی آهنگ " شب به اون چشمات خواب نرسه" ابی رو گوش می‌دی با یه حال دیگه گوش بدی!

عشق به یکی دیگه، بهانه می‌ده دستت تا یه بیت شعر آنچنان فازی بهت بده که هیچ‌وقت بدون اون عشق نمی‌تونستی اینطوری از هیچ کتاب شعری فاز بگیری!

عاشق، شعر خوندنش هم یه دنیای دیگه‌است! یعنی عاشق کلاً توی یه دنیای دیگه‌است!

دنیای عاشق دنیاییه که عموماً حتی معشوق به گَردِش هم نمی‌رسه! اونقدر ماورایی و خیال انگیز که دست هیچ بنی بشر غیر خودش بهش نمی‌رسه!

طعمشو فقط خودش می‌فهمه! عطرشو فقط خودش حس می‌کنه! لرزه‌اش فقط توی وجود خودش می‌افته! خیالش توی ذهن خودش نقش می‌بنده و حسش فقط خودشو نوازش می‌کنه!

هر طور که فکر می‌کنم یه جورای غلیظی نامردیه! عاشق دوست داره همون حسی رو که از خوندن شعر بهش دست می‌ده معشوقش هم تجربه کنه! همون لذتی که از شنیدن "شب به چشات خواب نرسه" می‌بره اونم بفهمه! همونقدر که خودش نگرانه،‌ اونم مراقب باشه و خلاصه که کیفیت حسیش رو منتقل کنه! اما در اکثر موارد این اتفاق نمی‌افته! عاشق عاشقه، معشوق معشوق!

سوال معروفیه: "بریم سراغ کسی که دوستمون داره یا کسی که دوستش داریم؟"

دنیای عاشق دنیای زیباییه و نیاز و خواهش، دنیای معشوق دنیای ناز!

اینکه کدوم دنیا قشنگ‌تره، کدوم بهتره، عاشق باشیم یا معشوق بمونیم رو کسی نمی‌دونه، قابل برنامه‌ریزی هم نیست، بعضی چیزا پیش میاد! بعضی چیزا می‌شه!

حرف انتخاب نیست! حرف اینه که عاشق یه دنیای قشنگ و همزمان شاید دردناکی داره که حقیقت بی‌رحمانه‌اش اینه که توی خودشه! کسی جز خودش نمی‌فهمه و قرار نیست بفهمه و کلاً و لزوماً خیلی ربطی به واقعیت نداره و البته اوایلش بیشتر اینطوریه! همینه ‌که میگن عشق کوره و باقی قضایا!

حق

 

بعداً نوشت: خیلی وقت بود طولانی نویسی نکرده بودم دلم تنگ بود!!!:)

...
? مژگان | در ۱۳۸٩/٦/٢۸ |   | مردم چي مي‌گن؟؟()

روم به دیوار ... ژانر شناسی!!!!

اینایی که اینقدر لایک خور و ژانر شناسی می خونن ادبیاتشون عوض میشه!!!!

 

 ژانر خانم های خواستگار:

-         اینایی که واسه برادر رشیدشون دنبال دختر بالای 170 می گردن!

-          اینایی که دنبال دختر سفید میگردن!

-          اینایی که دنبال دختر سفید نمیگردن!

-          اینایی که واسه برادر خیلی مستقلشون دنبال یه زن خوب میگردن!

-          اینایی که دنبال دختر با روابط اجتماعی بالا و خوش صحبت می گردن!

-          اینایی که تشخیص میدن ازدواج سنتی برات خوبه!

-          اینایی که مامانشون به مامانتون زنگ میزنن!

-          اینایی که دنبال دختر زیر سی سال میگردن!

-          اینایی که همزمان که دارن از تو خواستگاری میکنن اعلام میکنن که دختر خوش بر و روشون هم خیلی خواستگار داره!

-          اینایی که برادرشون هم کار داره، هم ماشین، هم خونه! (دیگه چی می خوای ها)

-          اینایی که دنبال دختر به روز می گردن!

-          اینایی که دنبال دختری می گردن که سر کار میره!

-          اینایی که دنبال یه دختری میگردن که فردا نگه که میخواد بره سر کار!

-          اینایی که دنبال دختری ان که تو دانشگاه سراسری رشته ی خوب خونده!

-          اینایی که دنبال دختری میگردن که خوب بتونه بچه بزاد!

-          اینایی که واسه یه آقا پسری دنبال زن می گردن که اصلاً ندیدنش!

-          اینایی که مشخصات اونی رو که ندیدن روی کاغذ آ چهارنوشتن و همه جا هم باهاشونه!

-          ...

-          ممکن است برای شما هم اتفاق بیفتد!!!!

 

...
? مژگان | در ۱۳۸٩/٦/٢۳ |   | مردم چي مي‌گن؟؟()

حال بد ... پارت توو!!

خودش گفته: تعزّ من تشاء و تذّل من تشاء

 

چه حال بدیه وقتی بزرگی کوچیک می‌شه!

چه حال بدیه وقتی عزیزی ذلیل می‌شه!

چه حال بدیه وقتی کسی از چشم می‌افته*!

 

چه حال بدتریه وقتی بزرگت کوچیک می‌شه!

و وقتی که عزیزت ذلیل می‌شه!

و وقتی کسی از چشمت می‌افته!

 

و چه بدترین حالی‌است که برای کسی بزرگ باشی و کوچیک بشی!

وقتی عزیز کسی باشی و ذلیل بشی!

و وقتی از چشم کسی بیافتی!

 

لطفاً مپسند!

 

* (بقول مامان فران: مثل سگی که از پشت بوم می‌افته)

 

...
? مژگان | در ۱۳۸٩/٦/٢۱ |   | مردم چي مي‌گن؟؟()

مقوله‌ی پیچیده‌ی تصمیم‌گیری!!!!

رفته بود آرایشگاه با عروسشون که مظنه قیمت آرایش عروس و همراه عروس رو بگیرن می‌گفت:

واسه آرایش همراه عروس چهار تا آپشن داشت آرایشگاهه:

- آرایشگر معمولی با آرایش معمولی 50 تومن؛

- آرایشگر معمولی با گریم 70 تومن؛

- آرایشگر عروسکار، با آرایش معمولی 70 تومن؛

- آرایشگر عروسکار، با گریم 90 تومن!!!!

 

حالا من از دیشب تا امروز صبح چهارتا تصمیم گرفتم:

- مگه چه خبره؟ آرایشگر معمولی هم خوبه،‌ منم که گریم حالا خیلی احتیاج ندارم همون 50 تومنیه خوبه!

- حالا که می‌خوام آرایش معمولی کنم،‌ حداقل با عروسکاره برم که خوبتر باشه!

- من که 70 تومن می‌خوام بدم، خوب بگم معمولیه گریمی برام کار کنه!

- ای بابا!!!! حالا یه شبه دیگه مگه من چند بار برادرم می‌خواد زن بگیره!؟ برم بدم همون عروسکاره گریمی کار کنه برام!!!!!!

 

(پی‌نوشت: شاید قیمت‌ها خیلی به روز نباشه؛ چون من حافظه‌ام اینقدرام خوب نیست! با عرض معذرت از آرایشگاه گلارا شعبه دوی گلسرخ ؛) )

...
? مژگان | در ۱۳۸٩/٦/٢۱ |   | مردم چي مي‌گن؟؟()

قیاس ادما و نوستالژی مداد فشنگی!!!!

شما این مداد فشنگی ها یادتونه؟ همونا که توش یه سری کله مداد مثل فشنگ بود، سَریه که کند می شد میذاشتیمش عقب یه دونه نوش می اومد جلو، تیز میشد مداده؛ چه حالی میداد!

داشتم فکر میکردم ادمایی که میآن توی زندگی ما چقدر شبیه این فشنگان و ما چقدر شبیه پیکره  ی اون مدادا!

-          باید از اونی که سرش کند شده بگذری تا جدیده بیاد جلو!

-          اگه گذاشتی جدیده بیاد جلو اولاش خیلی خوشحالی که  خیلی تیزه!

-          وقتی جدیده هم کند شد دوباره حالت گرفته میشه!

-          جدیدا با فشار قدیمیا میان جلو!

-          بعضیهاشون همون اول کار میافتن و از بیخ میشکنن، یعنی اصلاً به کارت نمیان باید بزنی برن!

-          بعضی هاشون عمر متوسط دارن، تا یه جاهایی میشه باهاشون نوشت ولی بالاخره کم میارن!

-          بعضی هاشون رو خیلی حواست هست، دلت نمیاد زیاد باهاشون بنویسی که سریع کند بشن!

-          یه سری های معدودی هستند که عمری ان، جنسشون خیلی خوبه، دیر کند میشن! باهاشون میشه، داستان ها، افسانه، غزل ها، فیلمنامه ها و طرح های زیادی رو خلق کرد!

-          عین تمام اون فشنگ ها هر کسی که اومد توی زندگیمون چه خوب و چه بد، می شه جزیی از پیکره مون و همیشه یه اثر ماندگار داره!

 

یه فرقایی هم هست البته در تعداد فشنگ پیکره ی مداد هرکس، که یه طیفی داره از بی فشنگ و تک فشنگ تا بی نهایت فشنگ !!!!

حق

 

 

 

...
? مژگان | در ۱۳۸٩/٦/۱٦ |   | مردم چي مي‌گن؟؟()

واکنش‌ها متفاوت به کنش مشابه

کنش خیانت:

 

1-     خاک بر سر بی‌لیاقت تو بکنن!!!

2-     خاک بر سر بی‌شرافت اون بکنن!!!

3-     خاک بر سر بی‌مغز من بکنن!!!

4-     الخیر فی ما وقع!!!!

 

...
? مژگان | در ۱۳۸٩/٦/٦ |   | مردم چي مي‌گن؟؟()

نیمه‌ی تاریک وجود!!!

هر سری نخ دندون می‌کشم یاد دکتر می‌افتم.

یه روز با یه قوطی نخ دندون اومد سر کلاس، دادش به نفر اول کلاس، گفت نفری یه تیکه بکنین بدین بغلی بعد همه‌تون دندوناتون رو نخ بکشید!

وقتی همه این کارو کردن گفت حالا نخه‌ رو بو کنید!!!

...

گفت اگه حجم اون بویی که واقعاً بین دندوناست بخواد معلوم بشه هیش‌کی نمی‌تونه توی صورت اون یکی حرف بزنه!!!! اما این بو همون تو مخفی‌طوریه و ما به راحتی حرف می‌زنیم و بگو بخند می‌کنیم با بقیه!

...

بخش‌های تاریک و گند وجود ما هم همینطوری با یه حجم عظیمی پنهان شده و اگر قرار بود بقیه همه‌شو می‌دیدن واویلا بود! اما به لطفش اینطوری نشده که بتونیم به صورت اجتماعی با هم زندگی کنیم!!!!

...
? مژگان | در ۱۳۸٩/٦/۱ |   | مردم چي مي‌گن؟؟()