مواجهه و مکاشفه

مقوله‌ی توجه در زندگی...

مقوله‌ای در زندگی آدما هست به نام مقوله‌ی "توجه"

فک کنم میزان رضایت آدمای معمولی از زندگی به میزان زیادی بستگی به میزان توجهی داره که داد و ستد می‌کنند.

منتها این داد و ستد همیشه متقابل نیست... غالب آدما دوست دارند گیرنده‌ی این توجه باشن!! واسه همین جذب آدمایی می‌شن که خیلی ازشون این توجه رو دریافت می‌کنن!!

ما دوست داریم بهمون توجه بشه ولی خودمون خیلی به نزدیکان خودمون توجه نمی‌کنیم ... اینجوری می‌شه که وقتی یکی از دور پیدا می‌شه و بهمون توجه می‌کنه، سریعاً به سمت بیرونیه متمایل می‌شیم!! به نظرمون چقد آدم خوبیه، چقدر با شعوره!! آفرین که پی به شخصیت درونی من برده!! آهای نزدیکان من یاد بگیرید... نصف شماست، دو روز نیست منو دیده‌ها ولی ببین چجوریه که پی به ابعاد زیبای نهفته‌ی درون من برده و بهم توجه مثبت نشون می‌ده!!

واقعیتش اینه که (البته تا اینجا که من فهمیدم!!) کلیت رفتار دیگران با ما و اینکه تا چه میزان توجه به ما نشون می‌دن خصوصاً‌ در اولای یه رابطه‌ای خیلی بیشتر از اینکه مربوط به من و درونیات من باشه، به طرف مقابل و درونیات خودش بستگی داره!! خیلی ساده‌انگارانه‌ست که فکر کنیم آدمی که داره الان به من توجه می‌کنه آدمیه که خیلی بهتر از نزدیکان من منو درک می‌کنه، چون در حال حاضر داره بهم بیشتر و بهتر توجه می‌کنه!!

و نقطه ضعف خیلی از ماها هم همینجاست،‌ که با پشتوانه‌ی ضعیفی از توجهات "آدمای نزدیک"، روبرو می‌شیم با توجه خوبی که "آدمای دور" بهمون می‌دن!!! اینجور وقتاست که از آدمای نزدیکمون دلسرد می‌شیم و بدو بدو می‌ریم سمت آدمایی که دورترن!!!

چیزی که فراموش می‌شه اینه که هر دریافتی، یه پرداختی داره و اون کسی هم که الان داره بی‌وقفه توجه نشون می‌ده یه جا توجه غلیظ شمارو طلب می‌کنه!!! و ما برای همه اونایی که بهمون توجه نشون دادن خیلی راحت‌تر توجه خرج می‌کنیم ... حتی غلیظ!!! حواستون به این قضیه باشه!!

و حیفه... حیف نزدیکانه!!! وقتی توجه یکی از دور اینقدر مارو سرمست می‌کنه حیفه که اطرافیانمون رو ازاین مستی بی‌بهره بذاریم!!

کاش بتونیم یه بار بشکنیم این دور باطل رو که اول تو بعد من!! کاش ایمان داشته باشیم به اینکه پرداخت توجهه که دریافتش رو می‌آره!!! در داد و ستد با نزدیکانمون کاش پیش‌قدم بشیم!!!

توجه کردن هزینه‌ی زیادی نداره، اما انگار ما عادت نکردیم که جز خودمون به کسی توجه نکنیم!!!

زندگیمون بر مبنای این اصوله:

-          من به من توجه کنم، تو هم به من توجه کن!!!

-          اگه تو به من توجه نکردی و اویی به من توجه کرد... خاک بر سر بی‌لیاقتت... من که رفتم پیش او!!!

واقعاً گاهی فقط نگاه، گاهی فقط لبخند، گاهی فقط سوال، گاهی فقط تأیید، گاهی فقط حضور... کفایت می کنه!! کفایت می‌کنه برای گرم کردن دلی به این مسئله که مهم است بودنم برای کسی!!!

اریک فروم توی کتاب هنر عشق ورزیدن می‌گه (نقل به مضمون) عشق ورزیدن یه هنره... مثل نقاشی کشیدن... کسی که بلد نیست نقاشی بکشه فرقی نداره که یه لیوان بخواد بکشه یا یه منظره‌ از طبیعت رو!! برای عشق ورزیدن هم عوض کردن افراد توفیری ایجاد نمی‌کنه باید هنر رو یاد گرفت!!

دعا می‌کنم که بتونیم هنر عشق ورزیدن رو یاد بگیریم، پشتوانه‌ی توجهیمون پر و پیمون باشه و‌ اونقدر در داد و ستد "توجه" تبحر پیدا کنیم که هر کسی توجهی کرد به جای انحراف از مسیرمون، ازش یاد بگیریم و لذت گیرندگی رو با عذاب وجدان هدر ندیم!! الهی آمین:)

 

پست مرتبط : آن من که می جویم تو را...

...
? مژگان | در ۱۳٩٢/٤/٢٢ |   | مردم چي مي‌گن؟؟()