مواجهه و مکاشفه

در حکایت توضیحات...

بعضی ها قبل از مذاکراتشون یه برآیندی می کنند از میزان توضیحاتی که می خوان واسه رسیدن به نتیجه مورد نظرشون ارائه بدن مثلاً اینجوری می گن:

من الان در نقطه  A هستم و می خوام به هدف B برسم برای رسیدنم حداقل باید یه بیست سانتی توضیح بدم...

 

این بیست سانت رو بهش می شه گفت " کف توضیحات" یعنی برای رسیدن حتماً باید این بیست سانت رعایت بشه، بیشتر شد مشکلی نیست، مشکل اونجاست که مثلاً در دو سانتی شروع بحث طرف مقابل بگه: "بله، حق با شماست!!"

اینجور وقتا کل محاسبات به هم می ریزه!! هدف ما رسیدن به B بیست سانتی بوده و گرفتن B بعد دو سانت اصلاً اون بار روانی ای رو که باید می داشت، نداره!! اون هجده سانت باقی مونده یه فشاری میاره که باعث شروع فاز دوم توضیحات میشه در چند شاخه:

  • نه آخه می دونید؟!!...

  • نه اینکه دقیقاً اینجوری باشه ها!!...

  • البته اونم درسته ولی...

بعد کار به اینجا هم تموم نمی شه!!! آخه ما قرار بوده به B برسیم و C، D، E و ... نتایج انحرافی ای بودن که اصلاً مد نظر ما نبودن!!! که این قضیه باعث شروع فاز سوم توضیحات می شه!!!

  • نه لطفاً اجازه بدید بگم که ...

  • اونی که گفتم منظورم این بود که ...

  • چیزی که می خواستم بگم اینه که ...

 

بله...  این سیکل نامعیوب تا خیلی فازها می تواند ادامه پیدا کند که نهایتاً هیچ کدام از مسیرها به B ختم نخواهد شد چون خیلی پیش از این ما از اون نقطه رد شدیم!!

دو تا توصیه برای دوتا گروه دارم:

یک- گروهی که مورد مذاکره واقع می شوند؛ لطفاً خوره بازی در نیارید و زودتر از موعد به نتیجه نرسید؛ حتی اگر می خواهید به همون نتیجه ی گروه مذاکره کننده برسید!!!

دو- گروه مذاکره کننده: طی مذاکره هدف خودتون رو فراموش نکنید و هر جا که به نتیجه رسیدید کوتاه بیاید، سکوت کنید و تو افق محو بشید!!

پ.ن. الا ای گروه مذاکره کنندگان، بدانید که مذاکره شوندگان هرگز از میزان کف توضیحات شما باخبر نخواهند شد، فلذا خودتون به زبون خوش رعایت کنید... باشد که رستگار شوید!!!

 

...
? مژگان | در ۱۳٩٢/٩/۱٥ |   | مردم چي مي‌گن؟؟()

بر ما چه می رود؟!...

بهش گفتن: برامون دعا کن!

گفت: من دعام تا دم در هم نمی ره! اصلاً کی گفته به دعای منه! من که معتقدم نسبت ما به جهان هستی مثل نسبت یک دسته مورچه تو باغچه است به ادمی که ممکنه یهو همشونو لگد کنه و بره!!! به همین سادگی و بی غرضی!! حالا شما از کی میخواین براتون دعا کنه؟!!

  • یکی از کارای جانبی اش همینه... یه چیز می گه که کل باورها و دانش قدیم اطرافیانو به چالش می کشه و میندازتشون تو تلاش که از اون چیزی که بهش معتقدند دفاع کنن و یه جوری متقاعدش کنن!! عموماً هم متقاعد نمی شه!! بعد خودش صبح روز بعد میاد و با قیافه ی بی خیال می شینه چاییش رو با نون سنگک و مربای خونگی می خوره طوری که در جریان باشی این زندگی مورچه وارانه و بلا اختیار که ما هم مرکزش نیستیم ارزش حرص خوردن نداره... تا یه جمله ی دیگه بگه و روز از نو روزی از نو!!!

طبق معمول با این دیالوگش رفتم سر کار!! خیلی فکرم رو مشغول کرد که آیا زندگی به همین مسخرگی؟!! آیا ما اینقدر بی دست و پا در زندگی و سرنوشتمون؟!

به نتایج بدی نرسیدم تا حالا، فکر می کنم که میزان اختیار ادمها توی زندگیشون به اندازه ی میزان آگاهیشونه!! هر چقدر آگاهی آدم بیشتر بشه قدرت انتخابش بیشتره!!!

فکر کنید ما بخوایم یه سری اطلاعات خام با حجم بالا مثلاً صد و بیست هزار رکورد رو پردازش کنیم!! ببینیم اطلاعات چی می گن!! تحلیلشون کنیم و اگه هم شد برای پیش بینی ازش استفاده کنیم؟!

بدون هیچ آگاهی ای، اگه این رو به من بگن، قاعدتاً می گم نمی شه!! شیب؟!! شیب دار؟!! بام؟!! من ؟!! تحلیل؟!!

وقتی EXCEL یاد می گیرم می بینم شاید بشه ولی خوب خیییییلی طول می کشه!!! این وسطها هم هی هنگ می کنه کامپیوتر و حرص می خورم و به زمین و زمان فحش می دم!!

وقتی ACCESS رو هم یاد می گیرم می بینم که نه خوب، دیگه اونقدرا هم هنگ نمی کنه و خیلی سریعتر می شه اوضاع!!

و اگه مثلاً SQL هم یاد بگیرم که دیگه فبهاالمراد می شه!!

حالا فکر کن مثلاً data analyse و forecast هم بلد باشم، شما فقط بگو چی می خوااای؟؟ اصلاً شما عکس بده جنازه تحویل بگیر!!!

و صد در صد کلی راههای دیگه هم هست که من حتی روحم ازشون خبر نداره!!

زندگی هم به نظر من حجم بالایی از داده است!! هرچی بیشتر قوانین و امکانات رو بلد باشیم نتایج بهتری رو راحت تر می گیریم و جبر زندگیمون کمتر میشه! من معتقدم ادما توانایی اینو دارن که برسن به جایی که بگویند: باش و بشود!!!

(البته هنوز به چالش کشیده نشدم:) )

...
? مژگان | در ۱۳٩٢/٩/۱٥ |   | مردم چي مي‌گن؟؟()

و آنگاه خداوند دوست خوب را آفرید...

منت خدای را که دوست را خوب آفرید:)

ما معتقدیم دوست خوب یکی از بهترین آپشنهای موجود در عالم بشریت است.

دوست خوب اگر نبود انسان ز چه رو زندگی می کرد؟!

دوست خوب اگر نبود انسان با چه کسی خنده های از ته دل می کرد؟!

دوست خوب اگر نبود انسان به چه منظوری کارتون و سریال تماشا می کرد؟!

دوست خوب اگر نبود انسان با چه کسی به نیمه ی تاریکش می خندید و آنرا تحلیل می کرد؟!

دوست خوب اگر نبود انسان برای چه کسی از شاهکاری ادبی، فرهنگی، ورزشی اش می گفت؟!

دوست خوب اگر نبود انسان به چه کسی افتخار می کرد؟!

 دوست خوب اگر نبود انسان چه کسی را دست می انداخت و مسخره می کرد؟!

دوست خوب اگر نبود اپل به چه ترفندی می خواست ایفون های خود را بفروشد؟!

دوست خوب اگر نبود انسان به چه امیدی روزهای سخت را طاقت می آورد؟!

دوست خوب اگر نبود سفر به چه کار می آمد؟!

دوست خوب اگر نبود چه بلایی بر سر خاطرات می آمد؟!

ما از دوستان خوب خود بسیار بسیار متشکریم که زندگیمان را انگیزه، شوق، نشاط، ارتقا، زیبایی و معنا بخشیده اند...

 

 

 

 

 

 

 

...
? مژگان | در ۱۳٩٢/٩/۱٥ |   | مردم چي مي‌گن؟؟()