مواجهه و مکاشفه

زندگی به مثابه همه چی...

پرسید: احسان به نظرت زندگی شبیه چیه؟!

یه‌خورده فکر کرد گفت: رقص

خودش گفت به نظر من مثل بازی مار و پله‌است!

من فکر کردم مثل مدرسه‌است!! بعد دیدم نه دیگه این تعبیر خیلی کلیشه‌است، بیشتر که فک کردم دیدم زندگی می‌تونه شبیه همه چی باشه و واسه اثبات شباهتش به همه‌چی کلی سند و مدرک آورد!!

مثلاً زندگی مثل سیب سرخه، مثل آسمونه ، مثل لباسه، مثل دبّه‌است!! مثل دویست و شیشه!! مثل پادری حتی!!

اما یه چیز جالبی به نظرم اومده جدیداً: زندگی مثل اسمارت‌فون!!

هرکی ممکنه صاحبش بشه ولی معلوم نیست بتونه چقد از امکانات و کاراییهاش سر در بیاره!! هر چی بیشتر کارایی‌هاشو پیدا کنه بیشتر ازش خوشش میاد!! هر چی بیشتر بره تو کارش بیشتر سر در میاره!!

اول کار همشون مثل همدیگه می‌مونن، همه یه اسمارت فون دارن، اما هرکی یه اپلیکیشنی نصب می‌کنه روش و یه استفاده‌ای می‌کنه ازش!!

یه سری اپلیکیشن‌ها و امکاناتم هست که روی خود پکیج اولیه‌است و خیلی از آدما تا آخر عمر اون اسمارت فون اصلاً نمی‌فهمن که چی بوده!!

تا وقتی از اپلیکیشن‌های مختلفش استفاده نکنن نمی‌فهمن که چه قابلیت‌هایی ممکنه داشته باشه و حتی نمی‌دونن فرق اپلیکیشن‌ها با هم چیه؟! ارتقای سیستم عامل چه فرقی داره تو گوشی و خیلی چیزای دیگه!!!

مثل زندگی ... باید زندگی کرد تا زندگی رو فهمید!!!

...
? مژگان | در ۱۳٩٢/٧/۱٠ |   | مردم چي مي‌گن؟؟()