مواجهه و مکاشفه

بر ما چه می رود؟!...

بهش گفتن: برامون دعا کن!

گفت: من دعام تا دم در هم نمی ره! اصلاً کی گفته به دعای منه! من که معتقدم نسبت ما به جهان هستی مثل نسبت یک دسته مورچه تو باغچه است به ادمی که ممکنه یهو همشونو لگد کنه و بره!!! به همین سادگی و بی غرضی!! حالا شما از کی میخواین براتون دعا کنه؟!!

  • یکی از کارای جانبی اش همینه... یه چیز می گه که کل باورها و دانش قدیم اطرافیانو به چالش می کشه و میندازتشون تو تلاش که از اون چیزی که بهش معتقدند دفاع کنن و یه جوری متقاعدش کنن!! عموماً هم متقاعد نمی شه!! بعد خودش صبح روز بعد میاد و با قیافه ی بی خیال می شینه چاییش رو با نون سنگک و مربای خونگی می خوره طوری که در جریان باشی این زندگی مورچه وارانه و بلا اختیار که ما هم مرکزش نیستیم ارزش حرص خوردن نداره... تا یه جمله ی دیگه بگه و روز از نو روزی از نو!!!

طبق معمول با این دیالوگش رفتم سر کار!! خیلی فکرم رو مشغول کرد که آیا زندگی به همین مسخرگی؟!! آیا ما اینقدر بی دست و پا در زندگی و سرنوشتمون؟!

به نتایج بدی نرسیدم تا حالا، فکر می کنم که میزان اختیار ادمها توی زندگیشون به اندازه ی میزان آگاهیشونه!! هر چقدر آگاهی آدم بیشتر بشه قدرت انتخابش بیشتره!!!

فکر کنید ما بخوایم یه سری اطلاعات خام با حجم بالا مثلاً صد و بیست هزار رکورد رو پردازش کنیم!! ببینیم اطلاعات چی می گن!! تحلیلشون کنیم و اگه هم شد برای پیش بینی ازش استفاده کنیم؟!

بدون هیچ آگاهی ای، اگه این رو به من بگن، قاعدتاً می گم نمی شه!! شیب؟!! شیب دار؟!! بام؟!! من ؟!! تحلیل؟!!

وقتی EXCEL یاد می گیرم می بینم شاید بشه ولی خوب خیییییلی طول می کشه!!! این وسطها هم هی هنگ می کنه کامپیوتر و حرص می خورم و به زمین و زمان فحش می دم!!

وقتی ACCESS رو هم یاد می گیرم می بینم که نه خوب، دیگه اونقدرا هم هنگ نمی کنه و خیلی سریعتر می شه اوضاع!!

و اگه مثلاً SQL هم یاد بگیرم که دیگه فبهاالمراد می شه!!

حالا فکر کن مثلاً data analyse و forecast هم بلد باشم، شما فقط بگو چی می خوااای؟؟ اصلاً شما عکس بده جنازه تحویل بگیر!!!

و صد در صد کلی راههای دیگه هم هست که من حتی روحم ازشون خبر نداره!!

زندگی هم به نظر من حجم بالایی از داده است!! هرچی بیشتر قوانین و امکانات رو بلد باشیم نتایج بهتری رو راحت تر می گیریم و جبر زندگیمون کمتر میشه! من معتقدم ادما توانایی اینو دارن که برسن به جایی که بگویند: باش و بشود!!!

(البته هنوز به چالش کشیده نشدم:) )

...
? مژگان | در ۱۳٩٢/٩/۱٥ |   | مردم چي مي‌گن؟؟()