مواجهه و مکاشفه

آرکتایپ نامه

این که آرکتایپ یا کهن الگو در لغت یعنی چی ویکی‌پدیا اینطوری تعریف کرده:

در روان‌شناسی تحلیلی آن دسته از اشکال ادراک و اندریافت را که به یک جمع به ارث رسیده‌است را کهن‌الگو یا سَرنمون می‌خوانند. هر کهن‌الگو تمایل ساختاری نهفته‌ای هست که بیانگر محتویات و فرایندهای پویای ناخودآگاه جمعی در سیمای تصاویر ابتدایی است.

 

ولی اینکه دقیقاً همین‌جا و همین زمان معنی‌اش برای منی‌ که اینجا نشستم چیه؛ می‌شه اینطوری گفت:

آرکتایپ نوعی دانش است که جمعه‌ها توسط دکتر شیری گاهاً در نیاوران و گاهاً‌ در سعادت‌آباد و گاهاً نیز در باشگاه انقلاب به صورت کارگاه تدریس می‌شود.

 

نمی‌خوام خیلی تخصصی صحبت کنم و راستش رو هم بخواین اگرم بخوام نمی‌تونم، ولی می‌تونم بگم که جزو بهترین کلاس‌هاییه که تا حالا حتی به استادی خود آقای شیری هم داشتم! برتریش هم به خاطر اینه که هم شیرینه و هم در متن زندگی!

قدیمای نه خیلی دور که تلفن‌های سکه‌ای هنوز روی بورس بودن، بعضی‌ وقتا پیش می‌اومد که سکهه گیر می‌کرد بعد باید با یه مشتی،‌ آرنجی، پنجه‌بوکسی چیزی می‌زدی که رد می‌شد می‌رفت!  این دانش نیمه‌نصفه‌ی آرکتایپی ما هم ممکنه هنوز نتونه به درد پیش‌بینی‌ کردن و تصمیم‌گیری‌های الانمون بخوره (که امیدوارم هر چه زودتر به اون مرحله برسه که بتونه)، ولی انگار الان نقش همون مشته رو داره که دو زاری‌های اتفاقات قبل زندگیمون رو می‌اندازه پایین!

وقتی بر می‌گردی روی یه سری فایل‌های قدیمی که هیچ‌وقت نفهمیدی چطور شد که اینطور شد،‌ مثل اینه که یهو داره دونه دونه دوزاری‌هاشون می افته! بعضی‌هاشون خیلی باحالن، حتی اینقدر دیگه نفهمیدنِ علت عادی شده بود برامون که کلاً‌ هم بی‌خیالش شده بودیم! ولی یهو یه سری‌ از پرونده‌های حتی مختومه هم دوباره میان رو که یه دستی به سر و روی علت مختومه شدنشون بکشیم و بعد درست حسابی تر بایگانی کنیم‌شون! به صورت خیلی بی‌ربطی یهو به خودت میای که اَاَاَاَاَاَاَاَاَ .....، اینطوری بود که اونطوری شد؟!!! و هرطور فکرمی‌کنم واقعاً هنر بزرگیه همین تفسیر گذشته، که حداقل بفهمی از کجا خوردی، یا از کجا زدی!

همین تفسیر گذشته‌است که کم کم اگه جا بیفته توی حال و آینده‌ هم دست آدم رو می‌گیره! ما هم امیدواریم که زودتر دوزاری کج و کوله‌هامون بیفته و سریعتر به شبکه فیبر نوری بپیوندیم!

هنوز خیلی راهه! ولی راه عجیب غریب و قشنگیه! مرسی از همه‌ی کسایی که راهنما می‌شن توی این راه!

حق

 

 

...
? مژگان | در ۱۳۸۸/۱٢/۱ |   | مردم چي مي‌گن؟؟()