مواجهه و مکاشفه

تو بودی چی کار می‌کردی؟

سلام حال شما؟

یه پرسشی یه بار توی کلاس پرسیده شد که جواب درست و غلط نداره فقط صرف نظر سنجی پرسیده‌ می‌شد

با شنیدن جواب‌های متفاوت بچه‌ها تو نمونه‌ی محدود کلاس گرخیده بودم که چقدر آدما می‌تونن متفاوت فکر کنن

اول بگم داستان چی‌بود تا بعد

خودتون رو تو موقعیت شخصیت اصلی داستان قرار بدید و فکر کنید که اگه شما جای اون بودید چی کار می‌کردید؟!

برای یه مرد متأهل یه سفر کاری پیش میاد که مجبور می‌شه زن و زندگیش رو بذاره و بره! پس اونارو می‌سپره به پیشکارش که امینش بوده و میره سفر! وقتی بر می‌گرده پیشکار بهش می‌گه اقا کجای کاری که در نبود تو یه آقایی اومده بود اینجا که الان که دید داری میای توی صندوق قایم شده!

سوال: شما اگه جای اون آقا بودید چی کار می‌کردید؟

توضیح: این داستان که کلاً نمادینه! واسه چیزهایی که ممکنه توی یه رابطه ما رو به شک بندازه، حالا شما چی کار می‌کنید؟ شکتون رو برطرف می‌کنید یا نه؟

جوابایی که طبق نظر سنجی‌های میدانی به‌دست اومده‌رو به سمع و نظرتون می‌رسونم!

جواب مژگان: من کاملاً‌ و واضحاً در صندوق رو باز می‌کردم، اصلاً‌ این موضوع اینقدر برام بدیهی بود که به نظرم همه باید همین کارو می‌کردن! و ضمناً یه کار دیگه هم می‌کردم، حال پیشکار رو هم می‌گرفتم، چون اگه دروغ گفته بود که خدا ذلیلش کنه، منم تا جایی که در توانم باشه این کارو می‌کنم و اگرم راستش رو گفته باشه که خیر سرش پس من برای چی زنم رو بهش سپرده بودم!؟

جواب حمیده: خیلی به جواب مژگان نزدیکه، خصوصاً‌ سر قسمت دومش با هم خیلی خندیدیم!

یعنی در این حد که اول حال پیش‌کارو می‌گیریم بعداً‌ می‌ریم ببینیم کجا چه خبره!

جواب کسری: یه کاری می‌کنه که زنش خودش در صندوق رو باز کنه و با پیش‌کار بدبخت هم کاری نداره و به نظرش به اون چه مربوط!؟

جواب آناهیتا: در صندوق رو به صورت خیلی منطقی باز می‌کنه و می‌بینه چه خبره! اگه پیش‌کار راست گفته بود که کاریش نداره ولی اگه دروغ گفته بود بعداً که طی بررسی‌ها و تحقیقات نتایج دقیق‌تری گرفت،‌ همزمان حال پیش‌کار رو هم ‌می‌گیره!

و عجیب ترین جوابی که شنیدم یعنی جواب امید: در صندوق رو باز نمی‌کنه! چون اصل رابطه‌رو بر مبنای اعتماد می‌ذاره! معتقده که اینکه بره در صندوق رو باز کنه یه چیزی رو توی رابطه می‌شکنه که دیگه قابل جبران نیست! یعنی اگه پیش‌کار دروغ گفته باشه و کسی نباشه توی صندوق چیزی برای اون خانومه‌ از دست می‌ره که خیلی بدتر از اینه که تو شکت برطرف بشه یا نشه!

اصلاً‌ نشد که هر کی هر چی گفت تو بخوای بدو بدو به زنت شک کنی! پس اعتماد به طرفت کجا می‌ره! سعی می‌کرد به احساسش تکیه کنه چون خیلی بیشتر از هر چیز دیگه‌ای به حسش اعتقاد داشت و به نظرش این موقعیت عین یه لیوان بلور بود که اگه بشکنیش دیگه قابلیت اینو نداره که مثل اولش بشه!

خلاصه که من که شخصاً‌ از شنیدن این همه جوابای متنوع تعجب کردم و حتی در جاهایی از تعجب چروک خوردم، ولی خوب از اونجا که یه سری افکار مازوخیستیک باعث می‌شه که به خود چروک دهی علاقه‌مند باشم، اینجا گذاشتم این سوالو تا با شنیدن جوابای بیشتر، بیشتر چروک شم J

 

So Think and say ur point of view carefully!

حق

 

...
? مژگان | در ۱۳۸۸/۱٢/۱٢ |   | مردم چي مي‌گن؟؟()