مواجهه و مکاشفه

مادر بودن نوعی مرض است!!!

همیشه می‌گفت: لیزا خیلی خریت کرد که پاشد رفت انگلیس! اینجا واسه خودش خانومی می‌کرد اما از وقتی رفت کلی سختی کشید! اصلاً نفهمید زندگیش چجوری گذشته! خودش، شوهرش! ای بابا چه کاریه؟؟!! که چی مثلاً‌ زندگی خودشو فدای بچه‌هاش کرده؟

 

الان رفته ابوظبی که ببینه می‌تونن ویزای انگلیس بگیرن یا نه!

 

قبل رفتنش پرسیدم واسه چی می‌خوای بری؟ مریضی مگه؟! گفت: واسه بچه‌ام!!!!

 

صد دفعه گفته شده: ماااااادر نشدی بفهمی!!!

...
? مژگان | در ۱۳۸٩/٥/٢٠ |   | مردم چي مي‌گن؟؟()