مواجهه و مکاشفه

من و جو سازمانی...

یه چیزی در فرهنگ سازمانی ما خیلی بد جا افتاده

اونم اینه که اگه تو در یه ساعتی از روز واقعاً واقعاً واقعاً بی‌کار باشی، نمی‌تونی همین‌طوری سیخ بشینی سر جات و مثلاً به یه نقطه نگاه کنی! به چیزی فکر نکنی یا بکنی!!! چرا؟ چون تصویر زشتیه اگه رئیس مستقیمت، معاون اداره‌ات یا رئیس اداره‌ات، یا رئیس اداره بغلی،‌ یا مدیرت یا مدیرعاملت بیاد ببینه که تو همین‌جوری نشستی و داری کاری نمی‌کنی! و بره بگه که فلانی بی‌کاره! واویلا! کی بی‌کاره؟؟ من؟؟؟؟؟؟

اینجور وقتا باید به نحوی خودتو مشغول جلوه بدی! یعنی مثلاً من خیلی کار دارم! ببخشیدا! مزاحم نشین!

سیستم ظاهرنمایی به شدت در اینجا و فکر کنم سازمان‌هایی از این دست حکمفرماست!

مثلاً من الان با چنان جدیتی چپیدم توی مانیتور و دارم تند و تند تایپ ده انگشتی می‌کنم که حتی موقع بررسی فایل ذخیره ارزی هم قیافه‌ام رو این ریختی نمی‌کنم!

چرا من اگه یه ساعت بی‌کار باشم، واقعاً‌ نمی‌تونم بی‌کار باشم؟

چرا به هر نحو ممکن باید خودم رو مشغول و متفکر و مغروق در کار نشون بدم!

اینجا که ساعت مفید کاری در روز از 8 ساعت، 5/1 بیشتر نیست، من چرا نمی‌تونم یه ساعت مفید بی‌کاری داشته باشم!!!!؟

...
? مژگان | در ۱۳۸٩/۱۱/۱٢ |   | مردم چي مي‌گن؟؟()