مواجهه و مکاشفه

و ما که بی مسئولیتیم...

آدم می تونه در کل سر دنیا رو شیره بماله اما سر خودش رو نه!!! دنیا هم راستش رو بخوای اگه یه خورده بره تو کارت کم کم دستت رو می خونه!!!

سایه ی بی مسئولیتی خیلی وقت بود که باهام بود ولی چهره ام به شدت مسئولانه!!!

جدیداً سر مچم گرفته شد!!! غیر از خودم که گرفتمش با صدای بلند هم بهم اعلام شده!!! می نویسم تف سر بالا می شه... ولی اگه ننویسم خودم گواتر می گیرم!!! به نوعی بی غیرتی ناشی از مسئولیت نپذیری دچارم!!! از سر شانسم بوده یا هر چی هیچ وقت خرابکاری نشده!!! ولی جلوی خودم دیگه خرابم!!! اعلام وضعیت بلند کردم که در جریان باشم و باشین!!! به نظرتون کاری صورت می دم؟!! دعا کنید!!!

زیر پوستی بی مسئولیتی هستم که به مقداری حس مسئولیت پذیری خوشایند نیازمندم!!!

 

گُنگ نوشت: سیلی های زندگی همیشه محکم کوبیده نمی شن در گوشت، گاهاً خیلی مهربون نوازشت می کنن... اونم کِی؟ ساعت 3 نصفه شب به بعد!!! بعداً می فهمی جای چهارتا انگشت مونده رو صورتت!!! بی اغراق می گم که دستتون درد نکنه بلدین چطوری سیلی بزنین!!!

 

درخواست نوشت: اگه بلدین یه طوری که سیاه نشم دلداریم بدین!!!

 

حق

...
? مژگان | در ۱۳۸٩/۱٢/۱٧ |   | مردم چي مي‌گن؟؟()