مواجهه و مکاشفه

کوله پشتی...

فرض کنید همه‌ی ما آدمایی که داریم زندگی می‌کنیم یه کوله‌پشتی گذاشتیم روی کولمون و داریم این مسیر زندگی رو حرکت می‌کنیم.

که توی این کوله‌پشتی همه چیزمون اعم از آیپدمون، کمد لباسامون، وسایل شخصی‌مون،‌ ماشین و خونه‌مون به اضافه‌ی همه‌ی خانواده، دوستا، همکارامون و کلاً روابطمون و حتی اعتقاداتمون رو هم به نحوی چپوندیم و داریم راه می‌ریم!

مسلماً وقتی که کوله‌مون خیلی سنگین باشه نه می‌تونیم درست حرکت کنیم و نه می‌تونیم چیزی از مسیر بفهمیم، کلاً درگیر این می‌شیم که چجوری باید این همه بار رو با خودمون بکشونیم.

همه‌مون احتمالاً جملاتی از قبیل سبک بار و سبک بال باش رو زیاد شنیده باشیم که خوب خیلی هم درستند. برای این زندگی‌ای که گذره و می‌گذره و تو هم باید بگذری نباید خیلی چیزا رو جدی بگیری و بهشون بچسبی و آره! باید خالی کنی کوله‌ات رو ... ولی هی!!! حواستون باشه که چی‌ها رو خالی می‌کنین!!!

خیلی خوبه که بتونی با سرعت مسیرت رو طی کنی و بگذری ولی همیشه فقط رفتن نیست، چطوری رفتنش هم مهم می‌شه!!!

بعضی وقتا هست که آدم یه منظره‌ای رو می‌بینه و دوست داره که یکی دیگه هم اونو ببینه و باهاش ذوق کنه!!!

بعضی وقتا هست که آدم می‌خواد واسه یکی تعریف کنه که چیا دیده!!!

بعضی وقتا هست که آدم از راه رفتن خسته می‌شه و دوست داره که دستش رو بذاره روی شونه‌ی کسی و راه بره!!!

بعضی وقتا هست که آدم پاش قلم می‌شه کلاً و باید یکی دیگه قلم دوشش کنه که بتونه بگذره!!!

 

و واسه‌ی این بعضی وقتا و خیلی بعضی‌وقتای دیگه‌ای که کم هم پیش نمیان، باید یه چیزایی رو توی کوله‌ات نگاه داری و کول بکشی تا توی اون بعضی وقتا بتونی درشون بیاری و استفاده‌شون کنی!!!

بعضی وقتا هست که آدم دلش می‌خواد وسط راه چای بخوره با کیت‌کت!!! نباشه توی کوله‌پشتی کی جوابگوئه؟!!! ... والاااااا!!!

 

بدنیست بدونید نوشت: این نوشته، ویرایش شده‌ی یکی از تمرینای کلاسم بود به استادی محمد‌رضای عزیز (که دوست داره اینجوری صداش کنیم)، در ادامه‌ی سخنرانی کوله پشتی رایان در فیلم up in the air، محصول 2009 :)

...
? مژگان | در ۱۳٩٠/٩/٢ |   | مردم چي مي‌گن؟؟()