مواجهه و مکاشفه

تلاش معقول یا زور بیخود... مسئله این است!!!
بعضی وقتا میبینی که برای رسیدن به یه چیزی زیادی داری دست و پا میزنی... تجربه ثابت کرده که برای به دست اوردن چیزی که باید به دست بیاد،باید تلاش معقول کرد. وقتی دیدی کارت داره به ... می رسه بدون، که صرفنظر از مسیری که میری، داری زور بیخود میزنی!!! حالا دیگه تفکیک تلاش معقول و زور بیخود طبق معمول با خودت!!! بعضی وقتا باید اروم و بی حرکت شد تا مسیر رو پیدا کرد ... اینجور وقتاس که با دست و پای اضافی زدن فقط بیشتر گمراه میشی. کافیه اروم بگیری و چشمات و باز کنی، بیشتر و پیشتر از هر چیز دیگه ای دهنت رو ببندی!!! خواهش میکنم ... چشما... نه دهن!!! حق ...
? مژگان | در ۱۳٩٠/٤/۱۸ |   | مردم چي مي‌گن؟؟()

از تو حرکت ...

از دیشب توی خواب این جوکه افتاده بود توی سرم که ترکه ماهی یه بار می‌رفته حرم امام رضا، دخیل می‌بسته گریه و ناله که یا امام رضا تو رو خدا کمک کن این سری من توی قرعه کشی بانک برنده شم!

یه شب از زور گریه و زاری خوابش می‌بره همونجا و امام رضا میاد توی خوابش می‌گه بابا د لااقل اول یه دونه حساب تو بانک باز کن،‌بعداً‌ بیا اینجا دخیل ببند!!!!

حالا شده قضیه‌ی زندگی خیلی از ماها! هیچ کاری نمی‌کنیم، از انفعال خودمون داریم عذاب می‌کشیم و توقع معجزه داریم از زندگی!

سعی کردم دست وردارم و یه چند جا حساب باز کنم! نمی‌دونم جواب می‌ده یا نه! امیدواریم که جواب بده! ولی اگر هم نداد چیزی رو از دست فکر نمی کنم داده باشیم! چیزی با قبلش فرقی نمی‌کنه!

حافظ هم یه شعری توی این مایه‌ها داره:

تا درخت دوستی کی بر دهد**** حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم

ما هم تا حسابمان کی برنده شود **** حالیا رفتیم و حسابی باز کردیم

خیلی‌هامون خیلی زیاد این جمله رو شنیدیم که اگه می‌خوای چیزی بشی که تا حالا نبودی، کاری کن که تا حالا نکردی!!!!

دِ یالا تکون بخور!!!!

...
? مژگان | در ۱۳۸٩/٩/۱۳ |   | مردم چي مي‌گن؟؟()

خوشبختی یعنی...

خوشبختی یعنی هر صبح با انگیزه‌ی یه روز بهتر سلامت از جات بیدار شی!

خوشبختی یعنی اینکه بدون نگرانی از امنیتت بری توی خیابون!

خوشبختی یعنی اینکه کسانی باشن که عرضه‌شون بشه رشدت بدن!

خوشبختی یعنی اینکه خودت عرضه‌ات بشه یه کسایی رو رشدشون بدی!

خوشبختی یعنی اینکه چند نفر باشن که دوستشون داشته باشی!

خوشبختی یعنی اینکه چند نفر باشن که دوست داشته باشن!

خوشبختی یعنی اینکه بدونی تمام کسانی که دوست دارن و دوسشون داری حالشون خوبه!!!

....

ادامه دارد...

ادامه بدید...

...
? مژگان | در ۱۳۸٩/۸/٤ |   | مردم چي مي‌گن؟؟()

آ ... مثل آبان

سلام

امشب از اون شباس

امشب آخه اولین شب آبانه!

آبان همیشه ماه شاخصی بوده!

آبان امسال شاید شاخص تر از هر سال و خیلی متفاوت تر! از یکمش بگیر تا سومش و پنجمش و بیست و یکمش!

خوب شد سی و یک تیر روز خواهر برگزار شد!*

خوب شد ما دو تا خواهر داریم که شرمنده ی این روزایی نشیم که خودمون می کنیمشون تو تقویممون!

خوب شد الان سر ما خیلی شلوغه که من حالا خیلی نفهمم!

و چقدر خوب میشه که همه ی سی و یک های تیر آدم کنار خواهراش باشه!

 

* ربطی به آبان نداشت که نداشت! حالا میگین چی؟ (خیلی هم مربوطه)

...
? مژگان | در ۱۳۸٩/۸/٢ |   | مردم چي مي‌گن؟؟()

سیلی زندگی!!!

بعضی سیلی ها هستند که نقش تربیتی دارند، بهشون میگن سیلی بیدارگرانه! یعنی از سر کرم و مرض و عقده و اینا نیستن! باعث میشن به خودت بیای!!!

حضور بعضی از آدم‌ها هم توی زندگی نقش همین سیلی بیدارگرانه رو بازی می‌کنه!

آزار و اذیتی که برای تو دارن از سر کرم و مرض و عقده و اینا نیست! باعث می‌شن که به خودت بیای!!!

پی‌نوشت: بسیار درد دارد اینگونه سیلی زندگانی!!!

...
? مژگان | در ۱۳۸٩/٧/۱۱ |   | مردم چي مي‌گن؟؟()

حال بد ... پارت توو!!

خودش گفته: تعزّ من تشاء و تذّل من تشاء

 

چه حال بدیه وقتی بزرگی کوچیک می‌شه!

چه حال بدیه وقتی عزیزی ذلیل می‌شه!

چه حال بدیه وقتی کسی از چشم می‌افته*!

 

چه حال بدتریه وقتی بزرگت کوچیک می‌شه!

و وقتی که عزیزت ذلیل می‌شه!

و وقتی کسی از چشمت می‌افته!

 

و چه بدترین حالی‌است که برای کسی بزرگ باشی و کوچیک بشی!

وقتی عزیز کسی باشی و ذلیل بشی!

و وقتی از چشم کسی بیافتی!

 

لطفاً مپسند!

 

* (بقول مامان فران: مثل سگی که از پشت بوم می‌افته)

 

...
? مژگان | در ۱۳۸٩/٦/٢۱ |   | مردم چي مي‌گن؟؟()

مقوله‌ی پیچیده‌ی تصمیم‌گیری!!!!

رفته بود آرایشگاه با عروسشون که مظنه قیمت آرایش عروس و همراه عروس رو بگیرن می‌گفت:

واسه آرایش همراه عروس چهار تا آپشن داشت آرایشگاهه:

- آرایشگر معمولی با آرایش معمولی 50 تومن؛

- آرایشگر معمولی با گریم 70 تومن؛

- آرایشگر عروسکار، با آرایش معمولی 70 تومن؛

- آرایشگر عروسکار، با گریم 90 تومن!!!!

 

حالا من از دیشب تا امروز صبح چهارتا تصمیم گرفتم:

- مگه چه خبره؟ آرایشگر معمولی هم خوبه،‌ منم که گریم حالا خیلی احتیاج ندارم همون 50 تومنیه خوبه!

- حالا که می‌خوام آرایش معمولی کنم،‌ حداقل با عروسکاره برم که خوبتر باشه!

- من که 70 تومن می‌خوام بدم، خوب بگم معمولیه گریمی برام کار کنه!

- ای بابا!!!! حالا یه شبه دیگه مگه من چند بار برادرم می‌خواد زن بگیره!؟ برم بدم همون عروسکاره گریمی کار کنه برام!!!!!!

 

(پی‌نوشت: شاید قیمت‌ها خیلی به روز نباشه؛ چون من حافظه‌ام اینقدرام خوب نیست! با عرض معذرت از آرایشگاه گلارا شعبه دوی گلسرخ ؛) )

...
? مژگان | در ۱۳۸٩/٦/٢۱ |   | مردم چي مي‌گن؟؟()

قیاس ادما و نوستالژی مداد فشنگی!!!!

شما این مداد فشنگی ها یادتونه؟ همونا که توش یه سری کله مداد مثل فشنگ بود، سَریه که کند می شد میذاشتیمش عقب یه دونه نوش می اومد جلو، تیز میشد مداده؛ چه حالی میداد!

داشتم فکر میکردم ادمایی که میآن توی زندگی ما چقدر شبیه این فشنگان و ما چقدر شبیه پیکره  ی اون مدادا!

-          باید از اونی که سرش کند شده بگذری تا جدیده بیاد جلو!

-          اگه گذاشتی جدیده بیاد جلو اولاش خیلی خوشحالی که  خیلی تیزه!

-          وقتی جدیده هم کند شد دوباره حالت گرفته میشه!

-          جدیدا با فشار قدیمیا میان جلو!

-          بعضیهاشون همون اول کار میافتن و از بیخ میشکنن، یعنی اصلاً به کارت نمیان باید بزنی برن!

-          بعضی هاشون عمر متوسط دارن، تا یه جاهایی میشه باهاشون نوشت ولی بالاخره کم میارن!

-          بعضی هاشون رو خیلی حواست هست، دلت نمیاد زیاد باهاشون بنویسی که سریع کند بشن!

-          یه سری های معدودی هستند که عمری ان، جنسشون خیلی خوبه، دیر کند میشن! باهاشون میشه، داستان ها، افسانه، غزل ها، فیلمنامه ها و طرح های زیادی رو خلق کرد!

-          عین تمام اون فشنگ ها هر کسی که اومد توی زندگیمون چه خوب و چه بد، می شه جزیی از پیکره مون و همیشه یه اثر ماندگار داره!

 

یه فرقایی هم هست البته در تعداد فشنگ پیکره ی مداد هرکس، که یه طیفی داره از بی فشنگ و تک فشنگ تا بی نهایت فشنگ !!!!

حق

 

 

 

...
? مژگان | در ۱۳۸٩/٦/۱٦ |   | مردم چي مي‌گن؟؟()

نیمه‌ی تاریک وجود!!!

هر سری نخ دندون می‌کشم یاد دکتر می‌افتم.

یه روز با یه قوطی نخ دندون اومد سر کلاس، دادش به نفر اول کلاس، گفت نفری یه تیکه بکنین بدین بغلی بعد همه‌تون دندوناتون رو نخ بکشید!

وقتی همه این کارو کردن گفت حالا نخه‌ رو بو کنید!!!

...

گفت اگه حجم اون بویی که واقعاً بین دندوناست بخواد معلوم بشه هیش‌کی نمی‌تونه توی صورت اون یکی حرف بزنه!!!! اما این بو همون تو مخفی‌طوریه و ما به راحتی حرف می‌زنیم و بگو بخند می‌کنیم با بقیه!

...

بخش‌های تاریک و گند وجود ما هم همینطوری با یه حجم عظیمی پنهان شده و اگر قرار بود بقیه همه‌شو می‌دیدن واویلا بود! اما به لطفش اینطوری نشده که بتونیم به صورت اجتماعی با هم زندگی کنیم!!!!

...
? مژگان | در ۱۳۸٩/٦/۱ |   | مردم چي مي‌گن؟؟()

روی خوش طعم غرورت

می‌گفت : من آدمی هستم شدیداً وابسته به فیدبک! یعنی می‌ترسم در موقع ضعف قرار بگیرم، حاضرم تمام عمر تنها باشم، ولی هیچ وقت توجه گدایی نکنم!

دلم می‌خواد میزان علاقه و توجه من به طرف مقابل حداقل مساوی با میزان توجه یا علاقه‌ی طرف مقابل به من باشه!

 

لذا هر از چندگاهی دست به جمع کردن کاسه و کوزه‌اش می‌زد که این قضیه رو تست کنه! دلیل دیگه‌اش رو هم اینطوری توضیح می‌داد که بعد از یه مرحله‌ای احساس می‌کردم وابستگیم داره بیشتر می‌شه! و چون می‌دونستم آخرش قرار نیست چیزی کف دستم رو بگیره دلم می خواست به یه طریقی رابطه‌ام رو قطع کنم!

ولی به جای اینکه دوتا بذاره روش یه جوری جواب می‌ده که دوباره برگردم!

 

سری آخری ولی انگار این‌طوری نشده بود! اون یکی یه طوری جواب نداده بود که برگرده کلاً دیگه جواب نداده بود! گوییا اونم زده بود تو کار فیدبک! خودش می‌گفت شنونده باید عاقل باشه: مگه می‌شه دلم تنگ نشه، اما اینم گفته بود که ... حاضر بود تمام عمر تنها باشه و گداییِ توجه نکنه!!!

 

...
بقيه‌شو بخون از اينجا
? مژگان | در ۱۳۸٩/٥/٢٠ |   | مردم چي مي‌گن؟؟()