از فرق‌های من و خدا

 

یه نکته قشنگ از انجیل:او در جایگاه پالاینده و خالص کننده نقره خواهد نشست!!

اگر امروز داغی آتش را احساس می‌کنی، به یاد داشته باش که خداوند چشم به تو دوخته و همچنان به تو خواهد نگریست تا تصویر خود را در تو ببیند.

بازم سوالم رو تکرار می‌کنم: فکر می‌کنید چقدر طول بکشه؟

 

/ 10 نظر / 15 بازدید
ندا

به به! دكوراسيون نو مبارك! خيلي خوشگله! بعدش اينكه اين خارجكي ها چيه كه اول و آخر پستت مياد؟! كده يا هرچي زود برو درستش كن! ديگه اينكه مطلبت خيلي گشنگ بود اما من فكر كنم توي ياهو 360 خونده بودمش. اين "مردم چي مي گن" ت هم خيلي با حاله![چشمک]

م. فراهانی

به نظر من کلا آدما در لطف کردن به همدیگه ، به سه دسته تقسیم میشن: 1- دسته اول طبق رسم انسان های اولیه ، مبادله کالا به کالا رو مد نظر قرار می دن. یعنی اگه یه لطفی به کسی بکنن، انتظار لطفی بیشتر یا حداقل در همون حد رو از طرف مقابل دارند. این دسته شامل اکثریت قابل توجهی از ابناء بشر می شه و مسلما این نوع لطف کردن، هنر خاصی لازم نداره و بیشتر شبیه مبادله و معامله است تا محبت. 2- دسته دوم که یه لول (با کسره لام و واو) بالاتر از دسته اول هستند، کسانین که در مقابل لطفشون، انتظار تلافی و جبران لطف رو ندارن، ولی واسشون خیلی مهمه که لطفشون رو به یاد داشته باشید و قدردان اون لطف باشید . حالا اگه تشکر و سپاس گزاری هم نمی کنید، حداقل چشم سفید هم نباشید و با بدی لطفشون رو تلافی نکنید. 3- دسته سوم که در اقلیتی محض به سر می برند، کسانی هستند که در اوج بزرگی روح و کرامت انسانی قرار دارند و لطف و محبت رو بی چشمداشت انجام می دهند و از محبت به هم نوع، لذت می برند. خلاصه بیشتر آدما در دسته اول قرار دارند و برخی سعی می کنند به دسته دومی ها نزدیک بشن. ولی رسیدن به مرتبه سوم واقعا سخته و به شخصه کمتر کسی رو دیدم که بشه در

م. فراهانی

ادامه کامنت قبلی: به شخصه کمتر کسی رو دیدم که بشه در دسته سوم جاش داد. رسالت می ری بیا یه دربستی بگیریم با هم بریم. هوا ابریه، من که چتر ندارم، تو هم که چتری واسه دو نفر نداری!

سارا

مطلب قشنگی نوشتی ولی من فکر می کنم که ما وقتی برای کسی کاری انجام میدیم قبل از هرکس خودمون احساس خوشحالی می کنیم نمیدونم چرا ولی شاید به این دلیل باشه که احساس غرور و افتخار می کنیم از اینکه توانائی اینو داریم که به کسی غیر از خودمون کمک کنیم و احساس بزرگی کنیم. البته شایان ذکر است که خیلی وقتا جوگیر میشیم و یادمون میره که اصلاَ برای چی یه کاری برای کسی انجام دادیم.

ندا

در راستاي نظر سارا كه ميگه قبل از هركس خود فرد احساس رضايت و غرور مي كنه، يه نظريه اعصاب خورد كني هست كه ميگه هر كس هر كاري كه انجام مي ده در راستاي منافع خودش و براي ارضاي خودخواهي خودش انجام داده. يعني اون كسي كه ساندويچش را تنهايي ميخوره و برو بر به بقيه نگاه مي كنه با اون كه ساندويچش را با بقيه تقسيم مي كنه هيچ فرقي ندارن فقط نوع خودخواهي شون با هم فرق مي كنه، يا اينكه مادر از روي خودخواهي به بچه اش محبت مي كنه چون اگه اين كارو نكنه معذبه. خلاصه اينكه محبت كردن نبايد باعث بشه سر كسي منت بذاريم چون هدف از انجام محبت خودمون بوديم و بس.

شقايق

عزيزم اين خيلي قشنگ بود. فكر كنم خيلي وقته با خدا حرف نزدم.

هادی

ندا +۱ بعبارت دیگه، اگه کسی بدون هیچ چشم داشتی در حق دیگری خوبی می کنه، بخاطر اینه که نمی خواد بعدا عذاب وجدان بگیره. در واقع تحمل اینرو نداره که خودش رو به شکل یه آدم بی تفاوت ببینه! چه موجودات عجیبی واقعا!!! راستی دکوراسیون نو مبارک! ایشالا تغییر دکوراسین هزارم!!!

اون كاري يا لطفي هم كه فكر ميكني براي كسي كردي باز خدات توشه اصلا" همه لطفها از اونه

مریم

عزیزم مطلبت خیلی قشنگ بود خصوصاَ تیترش که خیلی جذاب بود!!! نظرات دوستان خیلی جالب بود خصوصاَ سارا و ندا و م. فراهانی! ولی من باید یه دسته ی دیگه به دسته‌بندی م. فراهانی اضافه کنم و اون اینه که بعضی‌ها هم برای اینکه علاقه‌شونو به یک شخص نشون بدن همیشه برای حل مسائلشون به سمت اون میرن... اگه من از کسی خوشم نیاد سعی میکنم باهاش کانتکتی هم نداشته باشم اما اگه مژگان رو خیلی دوست داشته باشم دوست دارم حتی برای یه مسئله کوچک برم پیشش و ازش بپرسم چرا که با اون مسئله رو حل کردن برام واقعاَ یه لطف دیگه‌ای داره که قابل وصف نیست!!! هرچند...الان دیگه فهمیدم که توی روم میخنده اما تو فکرش داره تلاش میکنه که نکنه یه وقت پررو بشم!!!![شوخی]

مریم

عزیزم مطلبت خیلی قشنگ بود خصوصاَ تیترش که خیلی جذاب بود!!! نظرات دوستان خیلی جالب بود خصوصاَ سارا و ندا و م. فراهانی! ولی من باید یه دسته ی دیگه به دسته‌بندی م. فراهانی اضافه کنم و اون اینه که بعضی‌ها هم برای اینکه علاقه‌شونو به یک شخص نشون بدن همیشه برای حل مسائلشون به سمت اون میرن... اگه من از کسی خوشم نیاد سعی میکنم باهاش کانتکتی هم نداشته باشم اما اگه مژگان رو خیلی دوست داشته باشم دوست دارم حتی برای یه مسئله کوچک برم پیشش و ازش بپرسم چرا که با اون مسئله رو حل کردن برام واقعاَ یه لطف دیگه‌ای داره که قابل وصف نیست!!! هرچند...الان دیگه فهمیدم که توی روم میخنده اما تو فکرش داره تلاش میکنه که نکنه یه وقت پررو بشم!!!![شوخی]