من و جک و جونورا و فلسفه ...3

کاکتوس و فلسفه‌ی دوستی:

 

مریم یه گلدون کاکتوس داشت، برگش شبیه قلب بود! از این کوچولو فانتزیا!

گذاشته بودش رو لبه‌ی یه پنجره‌ای! ولی چون کاکتوس بود احساس کرده بود که رسیدگی خاصی نمی‌خواد و از ازل تا ابد خودش همینطوری می‌مونه!

چند وقتی دووم اورد ولی نه تا ابد،‌ فکر کنم بعد دو سه ماه یه ور قلبش جزغاله شد و تا شد روی اون یکی ور قلبش!!!!

آدمای دوست داشتنی زندگیمون مثل همون کاکتوسه‌ان! ممکنه مقاوم به نظر بیان ولی دلیل نمی‌شه‌ که بهشون نرسیم و حواسمون بهشون نباشه!

بعضی وقتا فکر می‌کنی خوب هستن دیگه، آخه باید باشن! ولی یهو می‌بینی دیگه آه از نهادشون دراومده!

این‌جور وقتا تازه می‌فهمی که خیلی بی‌توجه بودی ولی دیگه فایده‌ای نداره!

عزیز دوست‌داشتنیم:

واسه‌ی اون لحظه‌ای که ناراحتم و زنگ می‌زنی دلداریم می‌دی...

واسه‌ی اون لحظه‌هایی که واسه چروک دادنم برنامه می‌ریزی...

واسه‌ی اون لحظه‌هایی که 15 کیلو بار واسه خواهرم می‌بری...

واسه‌ی اون لحظه‌هایی که نگرانی من فردا غذا چی می‌برم ...

واسه‌ی اون لحظه‌هایی که برای اشتباهات من حرص می‌خوری...

واسه‌ی اون لحظه‌هایی که می‌گم می‌خوام بیام و میای دنبالم...

واسه‌ی اون لحظه‌هایی که می‌گه قایق و براش می‌خری...

واسه‌ی اون لحظه‌هایی که می‌گی کیک بی‌بی و می‌خرم...

واسه‌ی اون لحظه‌هایی که نمی‌گم وی پی ان و بهم می‌دی...

واسه‌ی اون لحظه‌هایی که وقتی بیرونم هی نگران زنگ می‌زنی ببینی در چه حالم...

واسه‌ی اون لحظه‌هایی که خودت پول نداری و واسش دنبال سِت آدیداس می‌گردی...

واسه‌ی اون لحظه‌هایی که رستوران گرون نمی‌ری چون می‌دونی پول نداره...

واسه‌ی اون لحظه‌ای که فکر می کنی شاگرد داره و نمی‌تونه روز تولدت باهات باشه و توجیهش می‌کنی...

واسه‌ی اون لحظه‌هایی که منو می‌رسونی دم در و تا در رو باز نکردم منتظرم می‌مونی...

و واسه‌ی همه‌ی لحظه‌های دیگه‌ای که هزینه می‌کنی برای دوستی ... ازت متشکرم

 

 حق

 

/ 19 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آنا

خیلی خوشگل بود مژی کلی ذوقیدم باهاش.

زن آقا

- واسه اون لحظه هایی که خودتو توی face book هاید میکنی - واسه اون لحضه هایی که به من می گی بی حوصله ای و گرفتار بعدن تو بلاگ گندش در میاد که در حال التماس کردن به دوستای جدیدت بودی تا باهوش چند ساعتی رو خوش باشی - واسه اون لحظه هایی که به خواهرت چشمک می زنی که مبادا با من قراره سینما بزاره چون خیلی بچه ایی - واسه اون لحظه هایی که تو فکر می کردی که من نمی فهمم تو پیچی . ولی من خودمم یواش یواش پیچیدم. - واسه اون لحظه هایی که به حرمت نون و نمک هیچی نگفتم و فقط خندیدم

زن آقا

نه مژیلا سوء تفاهم شده . نه بخدا .تو برای من خیلی عزیزی . نه تنها تو همه خونوادتون رو بی نهایت دوست دارم . تو این سالها جز خوبی از تو هیچ چیز ندیدم . این تویی: واسه اون لحظه ایی که وقتی من شاکی ام تو بحث رو عوض می کنی تا من غیبت نکنم و گناه رو به جونم نخرم واسه اون لحظه ایی که با نهایت مهربونی منو به کلاس دکتر شیری و رقص و تنیس شهرک دعوت میکنی چون تنها خور نیستی واسه اون لحظه ایی که برای من کارت سور پرایز پست میکنی واسه اون لحظه ایی که از خاطرات قشنگمون پیش دوستات تعریف میکنی

قشنگ بود و چون سوژش خیلی ملموس بود اما دوست دارم یه واسه اون لحظه ای بهش اضافه کنم : واسه اون لحظه های همیشگی که سوتی میدی و من جر میخورم ....هم خدا وکیلی ازت مشکرم چون همونشم از دوستیمون قشنگه.

نفسی

ooops

مریم

چی بگم بهت که بازم دلمونو قینج طوری کردی !!

زري بانو

یک سوال چرا بعضی وقتا با اینکه قدر چیزهایی که داریم را می دونیم ولی باز دوست داریم به خودمون یاد آوری کنیم که قدرشونو می دونیم چرا به احساس خودمان هم اعتماد و اطمینان بیشتری می خواهیم بدهیم اینها را که نوشتی برای من خیلی پیش اومده که به خودم و اونی که برام عزیزه دوست داشتم یادآوری کنم که خیلی عزیزی و قدرتو می دونم اما چرا این نیاز از کجا میاد مژگان عزیزم اما زيبايي نوشته هات آنقدر زياده كه آدم نمي تونه نگنه واسه ي اين نوشته ها كه حال و هواي ديگه اي به روحم ميده ازت ممنونم

زري بانو

آره باهاتون موافقم براي دوست داشتن آدمها نبايد خست كرد اين تنها كاري كه هر چه بيشتر انجامش ميديم و هرچه سپاسگزاريمون از دوستهاي خوب و واقعي مون بيشتر ميشه زندگي براي خودمون قشنگ تر ميشه بازم مرسي

nigoOol

کاکتوس عالی بود

علی

حالا مریم فکر میکرده این کاکتوسه عمر نوح داره به هیچ مراقبتی نیاز نداره...نقش شما این وسط چی بود ؟؟حواستو خوب جمع کردی تا بیچاره جزغاله بشه تا تو مطلب داشته باشی واسه مواجهه و مکاشفه؟؟؟؟؟؟؟