تولد مرزی

سلام

باز هم یک پاییز دیگه و یک آبان دیگه

راجع به پاییز نظرات ضد و نقیض زیادی می دن، از دلگیری و غم انگیز بودنش تا پادشاه فصل ها بودنش... هر چی که هست من پاییز رو خیلی دوست دارم، معتقدم با برگریزون پاییز، خیلی از تعلقات ما هم ریخته می شه و اماده تغییر می شیم و پاییز تو نظر من همیشه به نحو زیبایی بی رحمه! اروم و با متانت! مدلی که واسه هر تغییری هم می پسندم، آ روم و تدریجی...

امسال من به نحو دلگیری متفاوت بود از هر سال گذشته ولی بهر حال ایستادم، ایستادیم! نه شاید خیلی با شکوه و محکم، شاید خیلی حساس و شکننده، ولی ایستادیم و مطمئنم توان و امید هم آروم و تدریجی در ما ریشه می کنه و محکم تر می شیم... و روزی رو میبیینم که فقط تلخی دردهای امروزمون رو نمی بینیم و مفهوم شفا رو می فهمیم...

یه دعای فرجی هست که با این جمله شروع میشه: الهی عظم البلا، و برخ الخفا...

خدایا گرفتاری بزرگ شد  پوشیده برملا گشت و پرده کنار رفت و امید بریده گشت... و پشتیبان تویی و شکایت تنها به جانب توست، در سختی و آسانی تنها بر تو اعتماد است...

در این تولد گشایش آرزو میکنم، گشایش در فهم، گشایش در زندگی، گشایش در همه ابعاد زندگی!!!

بزرگتر شدم و با همه سختی هاش باز بودن را انتخاب میکنم، امید را و دوست داشتن را!!!

امسال فهمیدم روزهای سخت هم با دوستی های عمیق بهتر می گذرد و خانواده، مفهومی فراتر از قبله!!!

ارزو میکنم در سال جدید انسان تر باشم، دوست تر و قدرتمند تر!!!

حرف زدن برام سخت تر شده انگار

برای من در مرز بین بیست و سی سالگی...

/ 7 نظر / 39 بازدید
ياسمن

سلام يه سايتي اومده که ميتوني بدون اينکه پولي خرج کني، ازش درآمد کسب کني اگه خواستي روي لينک کليک کن http://paidtologin.blogsky.com/

mehregan

[ماچ][گل][گل][گل][گل][گل] مثل هميشه به شدت به دل ميشينه ...

بهناز

من به قربون اين مجيلي بين بيست و سي! من به قربون اون دلت و اون احساساتت..من به قربون اون ايستادنت..ايستادنتون...برات طلب خوبي ميكنم..بهترين خوبيها..

مرجان

برات از خدا گشايشي با دل خوش ميخوام گشايشي سريع و اسون براي همه ي اونچه گفتي??????❤️

لیلا

عزیزم ... برات بهترین سالی رو که دلت میخواد آرزو می کنم ایشالا سالی سرشار از شادی و دلخوشی داشته باشی[ماچ]

رضا

پاییز برفی دوست داشتنی من آرزوهای خوبیه

زری بانو

مولانا ،از خداوند خطاب به همه بنده هاش میگه : نيم ز کار تو غافل، هميشه در کارم که لحظه لحظه تو را من عزيزتر دارم به جان پاک تو و آفتاب سلطنتم که من تو را نگذارم به مهر بردارم هزار شربت شافي به مهر برجوشيد از آن شبي که بگفتي به من که بيمارم