قیاس ادما و نوستالژی مداد فشنگی!!!!

شما این مداد فشنگی ها یادتونه؟ همونا که توش یه سری کله مداد مثل فشنگ بود، سَریه که کند می شد میذاشتیمش عقب یه دونه نوش می اومد جلو، تیز میشد مداده؛ چه حالی میداد!

داشتم فکر میکردم ادمایی که میآن توی زندگی ما چقدر شبیه این فشنگان و ما چقدر شبیه پیکره  ی اون مدادا!

-          باید از اونی که سرش کند شده بگذری تا جدیده بیاد جلو!

-          اگه گذاشتی جدیده بیاد جلو اولاش خیلی خوشحالی که  خیلی تیزه!

-          وقتی جدیده هم کند شد دوباره حالت گرفته میشه!

-          جدیدا با فشار قدیمیا میان جلو!

-          بعضیهاشون همون اول کار میافتن و از بیخ میشکنن، یعنی اصلاً به کارت نمیان باید بزنی برن!

-          بعضی هاشون عمر متوسط دارن، تا یه جاهایی میشه باهاشون نوشت ولی بالاخره کم میارن!

-          بعضی هاشون رو خیلی حواست هست، دلت نمیاد زیاد باهاشون بنویسی که سریع کند بشن!

-          یه سری های معدودی هستند که عمری ان، جنسشون خیلی خوبه، دیر کند میشن! باهاشون میشه، داستان ها، افسانه، غزل ها، فیلمنامه ها و طرح های زیادی رو خلق کرد!

-          عین تمام اون فشنگ ها هر کسی که اومد توی زندگیمون چه خوب و چه بد، می شه جزیی از پیکره مون و همیشه یه اثر ماندگار داره!

 

یه فرقایی هم هست البته در تعداد فشنگ پیکره ی مداد هرکس، که یه طیفی داره از بی فشنگ و تک فشنگ تا بی نهایت فشنگ !!!!

حق

 

 

 

/ 17 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمانه

هر کاری کردم نتونستم آوا های مناسب این متن رو کلمه طوری در بیارم ولی کلی حال کردم چه خوبه فشنگ خوب و عمری دوست دارم [چشمک] دوست جونم دوست دارم

هادی

نخیر! مثل اینکه علاوه بر خرج تراش، اکشن هم بودی! عوض این آرتیست بازیا یه مداد نوکی بر میداشتی که کمتر گرافیت حیف و میل کنی! فقط الان موندم چه جوری آدمارو به این نوک های یه بند سیخ و تیزتشبیه کنم! به من چه که در مثل مناقشه نیست! ;-)

حانیه

واااااای یادش بخیر ...کودکی :)) دوست میداشتم اون مدادارو :) دوست ندارم فشنگاش کند شن بندازمشون دور :( دوست دارم همه فشنگا خوب و مرغوب و موندگار باشن و منم هی قد بکشم که فشنگای بیشتری داشته باشم ..... خب دوست دارم دیگه !!! مگه چیه دوست داشتنش که احیانا" ایراد نداره !!! ..... در ضمن هادی جون گیرم که مداد نوکی ....!! نوکاش که نامیرا نیست بالاخره تموم میشه فقط شاید بیشتر طول بکشه... تازه یه موقع دیدی کلا" بدنه خراب شد رفت رو هوا حالا ماد نوکی نو جور کردن خودش داستایه !!! با مژی موافقم چون بدنهی مداد فشنگیا مطمئن تره :))

نرگس

سلاممممممممممممممم مژی جون جونم خیلی یادش بخیر! کلا یادم رفته بود اون مدادا رو! آخر دنیا بود برامون! بدجور زدی تو خال با قیاست... دمت گرم.. بی معرفت به ما هم سر نزن اما پا بزن...

nigoOol

من اونایی که هرکدومش یه رنگ بودن رو بیشتر دوست داشتم:دی میگن گل همه رنگش خوبه بچه قشنگش خوبه بلاگ فشنگش خوبه

مهناز

چند نکته که به نظرم اومد: -تعداد فشنگ های زندگیت محدوده. - هرچی که میگذره از این میترسی که فشنگات داره تموم میشه و لذا سرعتتو کم میکنی. - بعد از اینکه یکسری تجربیات از فشنگات گرفتی خواه نا خواه باید برگردی به فشنگ قبلیهات و از بین اونها .اونی رو که از بیخ نشکسته و یه کم از تیزیش مونده انتخاب کنی.

مهناز

نتیجه: -خیلی ذوق مرگ نشده و تند تند فشنگاتو رد نکن...تعدادش محدوده. - خیلی روی یدونه فشنگ نمون شاید خواستی دوباره برگردی بهش .بذار یه کم تند بمونه که بعد حالت گرفته نشه و وقتی برگشتی برات تازگی داشته باشه. ...مژیلی با این خیلی حال کردم..نیم ساعتی تو فکر بودم...

مهکامه

وای یادش به خیر کلی یاد اونموقع ها کردم مژگان جون پس این مرجان این نوستالوژی از این جا افتاده تو دهنش[قهقهه]

زن آقا

ای داد بیداد امون از این مداد فشنگی ها .تیزی و کندی شون.جنس خوب و بدشون بخور تو سرم .بعضیا شون چند رنگن . منتظری که آبی بیاد سرمه ایی میاد منتظری سبز بیاد سیاه میاد .بدتر از همه اینه که سفید هیچ وقت نمی یاد

یکی که می شناسیش

مهم نیست چندتا فشنگ داری یا مهم نیست که کندن یا تیز مهم اینه که باهاشون چی می نویسی غزل ,قصیده یا یک خاطره قشنگ حتی می تونی باهاشون مشقهای مدرستو بنویسی مهم اینه که تو با اون چی کار می کنی