سایا یعنی یکرنگ و بی‌ریا... (ژانر خانوادگی)

 

14 فروردین هم ثبت شد در فهرست برترین روزهای زندگی ما...

نه بخاطر اینکه تعطیلات تموم می‌شه و باید بریم سر کار، بخاطر اینکه یه سایا به ما اضافه شده!!!

دختر بهاریمون که با اینکه ازمون دوره ولی تمام درختایی که تازه شکوفه زدن و همه‌ی حجم بوی بهار که بغلمون می‌کنه واسه ما مثل اینه که بغلش کردیم و دماغمونو فرو کردیم زیر گلوش...

نمی‌خوام از دوریشون شکایت بکنم ولی چرا بذار شکایت کنم نه از دوری، که از محدودیت!!! از اینکه نشد بریم... نشد باشیم کنار خواهر... کنار دوران حاملگی... کنار تولد... خدا بیامرزه پدر و مادر تکنولوژی رو که به ساعت نکشیده عکسش رو دیدیم ولی داشتم شکایت می‌کردم، دماغ رو زیر گلوی هیچ عکسی نمی‌شه فرو کرد!!! بذار شکایتامو تموم کنم بعد می‌رسم به قسمتای خوب ماجرا... دلم واسه عشق موشولم تنگ شده و شیرین زبونی‌هاش ... ما که یه کیه ؟!! ازش شنیدیم و رفت الان چه شیرین زبونی‌ها که نمی‌کنه!!! دلم واسه آقاجونش تنگه که شبای بدقلقی سامیار کلی باج می‌داد یکی بالا سر بچه کنار مرجان بیدار بمونه خودش چهار ساعت بخوابه!!! به قول گفتنی ای دل غافل!!! ما که داغ بودیم دوری و غربت سرمون نبود... از وقتی که اینا رفتن دلمون واسه بقیه‌شون هم خیلی بیشتر تنگ می‌شه!!! مسخره‌ها!!! حالا شما رفتین هیــــــچ ما چرا نشد بیایم؟!! اصلاً آخه خاله‌ای که خواهرش می‌ره زایمان و تو بیمارستان خواهرزاده‌شو نبینه هم می‌شه خاله؟!! (فک کنم بشه حالا با یه سری تبصره‌های خاص)!!! خلاصه که شکایتامو کردم!!! آخیش!!!

عمیق‌ترین و بهترین آرزوهای همه‌مون واسه سایای خوشمزه‌مون که به قول مامان عین بستنی می‌مونه!!!

برای اون فرشته‌ای که مطمئنیم یه کشتی خیر و برکت باهاشه و قدمش خوشه خوشه و عین اون یکی عشق موشولم خودشو تو دل همه جا می‌کنه، هر چند کارش خیلی سخت تره چون اون سامیارکی با همه‌ی شیرین‌کاریاش سطح توقع مارو که از خواهرزاده برده بالا دیگه بقیه‌رو نمی‌دونم والا : )

از همین تریبون به خواهر مکرمه خسته نباشید عرض می‌کنم که تا اینجاش که فراتر از سطح توقعات ما ظاهر شده و رکورد زده!!!

بوسه و بغل راه دور که فایده نداره ولی یادش بخیر: یه مو از خرس هم غنیمته : ))) فعلاً علی‌الحساب تا یه جای نزدیک!!! xxXxxxxXxxxxXxxxxXxxxxXxxxxXxxxxXxx

سوال‌نوشت: الان این سوال برای من مطرحه که وبلاگ سامیارو اشتراکی می‌کنی؟!! یا یه دونه سایا سوهانی دات بلاگفا باز می‌کنی؟!! یا مال سامیار رو هم می‌پیچونی؟!! آخه خواهر می‌دونم که جون نداری : ))))

/ 13 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرجان

در ضمن خاله الهام شما و خیلی خاله های دیگه خیلی وقته که از خاله ی مجازی بودن در اومدی حدودا سه سالی میشه بلکمم بیشتر! از داشتنتون خوشحالیم... درراستای بلاگم یه فکرایی کردم توکل بخدا:)

مهکامه

خاله مجیلی تو انقدر ماهی و مهربون که اینو قشنگ از نوشته های تو دل بروت میشه فهمید آخه مگه میشه این همه احساس رو تو نوشته هات واسه یک نخود چی بیاری و تازه ندیده باشیش میدونم که سخته از دور خاله باشی و به قول خودت بوی زیر گلوشو این طوری حس کنی ولی اینم میدونم که به قول مرجان برای اون خواهر زاده ها داشتن خاله ای مثل تو بزرگترین افتخاره بوس

مهکامه

از نوشتن وبلاگ و آپ کردنت نگو که دل منم خونه

بهناز

يهويي با خوندن اين پست يه بوي خوب بهاري پيچيد اين لالوها كه خدا ميدونه! خدا بكشه اين پدر بي صاحاب دوريو و رحمت كنه پدر باصاحاب تكنولوژيو كه باعث ميشه قد يه توك سوزن اين دوريا تحملش آسون بشه..منم مطمئنم اين قلقلي با خودش يه كشتي كه هيچ يه ناو هواپيمابر بركت آورده و اميدوارم همه همه همه لحظه هاتون سرشار از اين خير و بركت و شادي باشه تا ابدالدهر! درمورد وبلاگ نظر اين بنده حقير اينه كه اگه مرجان مادر به توان 2!!! اين حركت انقلابي و پرشور و مردمي رو ادامه بده باعث شادي و خوشنودي روح همه رفتگان و بازماندگان ميشه...باشد كه مقبول افتد!!!

بهناز

راستي امروز نوزدهمه اون كاره چي بود كه از سيزدهم به امروز موكول شد؟!!؟!؟ فك نكني فوضولما نه خواستم يادت بندازم!!!!

ندا

اي جان! مبارك باشه. فكر نمي‌كردم مموشتون الانا بياد. چه اسم قشنگي هم داره[قلب]‌ از ته دل دعا مي‌كنم به زودي زود از نزديك ماچ‌ماليش كني[بغل]

مهتاب

به به بوی زیر گلوی بچه... مبارکتون باشه این بستنیه خوشمزه... از ته ته ته دل آرزو میکنم زودتر همدیگرو ببنید خانواده دوست داشتنی [ماچ]

مریم

چه تشبیه نمکینی !! مبارک باشه قدمش .. ما نیز لپ عکسشو کشیدیم و بسی مشعوف شدیم ! ولی خب بو نداشت.. دیگه ببخشید !! دی:

زينب

خاله مژگان مبارك باشه

زري بانو

مژگان نازنين تو شكايتات هم بوي دلتنگيهاتو ميده - بوي دوري فيزيكي آدماي كه دلشون پيش همه . خاله بودنتم با تبصره و بي تبصرش عاليه . اما دوري از يك دختر ناز و كوچولو چيز ديگه اي و حرفي براي گفتن نميزاره . اميدوارم زود بري پيشش و از طرف من هم ببوس رويش .