سومین آخر سالونه ...

سلام

بعد از یک عالمه تاخیر سلام

حرفا زیاد بود ولی نمی دونم چرا هییییش حس نوشتن نبود... با اینکه حتی لازم هم بود گاهی!!! انگار اینجا شده عین یه دوست قدیمی... چند وقتی که باهاش حرف نمی زنم دیگه حرفم نمیاد تا دوباره یخم وا شه... خلاصه که تموم شدن نود و اومدن نود و یک حجت را بر من تمام کرد که بالاخره بیام اینجا و یه پستی بذارم... و بر آن شدم...

داشتم می گفتم که اگه از سالی که گذشت ننویسم اصن سال جدید سال نمی شه

باید حتماً می اومدم و از یا مقلب القلوب و الابصار می گفتم، حالا هر کی که می خواد معادل فارسی شو بذاره ولی این دعا به خورد من رفته و دنبال هیچ دعای ایرانی الاصلی برای جایگزین کردنش نیستم!!! از اینم بگذریم و بریم پرونده ی نود رو ببندیم!!!

سالی که برای خود من سال پرباری بود ولی خوب توش شاهد سختی های عزیزانی بودم که تحملش برام خیلی راحت نبود!!! سالی که بعضی ها با اومدنشون رنگی تر و پر بار ترش کردن و بعضی هام با رفتنشون!!!

اولین سالی بود که به طور رسمی واسه خیلی چیزای مملکتم غصه خوردم - ببخشید من یه مقداری دیر متوجه کلیه ی مفاهیم می شم -  اولین سالی بود که به لطف حضور دوستان یه چیزایی از خودم فهمیدم که طی این همه 14 سال زندگی ای که از خدا گرفتم ؛) ندیده بودم و حتی به خواب هم در خودم نمی دیدم!!! و فک کنم خودمم زیاد تغییر کردم حتی تو این یه ساله!!!

نمی دونم مربوط به پرولاکتینه؟!! مربوط به آلودگی هواست؟!! مربوط به آخر سالیه؟!! مربوط به دلتنگیه؟!! مربوط به چی چیه؟!! ولی به کوچکترین اشارتی اشکام سرازیر می شن... امان از این رقیق القلبی ... دلم ولی زیاد می گیره این چن روزه!!!

مثلاً چند روز پیش با مریم رفتیم پرده انتخاب کنیم، چقدر دلم واسه مرجان و سلیقه اش تنگ بود، یارو می گفت چی مد نظرتونه و ما دوتامون ملنگ طوری همدیگرو نگاه می کردیم و اون لیزا ... که بریم از سلماسی پرده بگیریم و اونم دری وری بیاره و لیزام هی فحش بده و ما تفریح کنیم!!!

بی ربط یاد اون حرف مرجان بودم که می گفت: آخ تو عروسی بکنی ی ی ی من بیام وسایلت رو با هم بگیریم!!! الان می دونم باید چیا گرفت، سر خودم که بلد نبودم!!! بعد الکی همینطوری دلم گرفت که کجایی پس؟!! یکی هم نبود بگه نیست که حالا می خوای عروسی کنی که معطل موندی یا چی؟!! بعد چون کسی نبود خودم گفتم!!!

نمی خوام کولی بازی در بیارم ها ... ولی دلم واسه اون عشق موشولم هم لک زده که الکی الکی یه سال و نیمه که ندیدمش و شیرین ترین روزای قد کشیدنشو باید از تلفن و عکس و اووو تعقیب کنم!!!

همینطوری که دارم ریز غر می زدم یاد پارسال عید افتادم که مریم هم نبود این وسط ... واسه من رفته بود مسافرت!!! همینطوری که داشتم آجیل عید رو تنها می گرفتم و سکه های لای قران رو تنها می ذاشتم چقدر دلم تنگش بود!!! و خوب امسال بودنش به نوعی می چسبه ... والااااا با این نوناشون!!! واسه ی همه ی بهترین هایی که توی سال نود داشتم و قدرشو فهمیدم و نفهمیدم، واسه گرمی و سلامتی خانواده ام که پشتم بهشون قرصه، واسه دوستایی ام که نفسم به نفسشون بنده، واسه معلماییم که هر سال نقششون رو تو زندگیم یادگاری می ذارن و واسه بقیه ی چیزایی که می دونم و نمی دونم خوشحالم و براتون بوس می فرستم:) بعدشم اینکه باز هم موکد می کنم :

 

یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر اللیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال...

 

سال نوی همگی مبارک ... حق

/ 10 نظر / 9 بازدید
مرجان

عشق دل به دل راه داره ی من! الان دلتنگتون بودمممممم به اندازه ی بیشتر از تمام نفسام!... هیچی ندارم بگم که واقعا فکر میکردم عید پیش همیم! ولی خداروشکر میکنم که عید سالمیم گرچه پیش هم نیستیم... اقا واسه عروسیتم هستم همچنان... تو عروسی کن:))) دوستون دارم:*** در ضمن خوشحالم که امسال بزرگتر شدی... عاقلتر شدی باباجان تو که میدونی من تورو بیشتر از همه دوست دارم!(نوستالوزیک طوری):))))

آنی

به خدااااااااا منم سلیقم خوبه تو عروسی کن ... سال جدید رو هم تبریک میگم امیدوارم سال 91 سال دیدن عزیزانتون که راه دور هستند باشه ...

ندا

خوشحالم كه سال پر باري داشتي [قلب] اميدوارم كه دلتنگيهاتم به زودي زود برطرف بشه و يكي از بهترين سالهاي عمرتو تجربه كني. [ماچ]

من

عزیزم شماکه انقده ادعای ایرانی بودن داری خب این دعای عربی ونخون یک چیزایرانی بنویس جاش

بهناز

هي هي هي زندگي هميشه حال آدمو ميگيره ولي خوب چه ميشه كرد... سال نوت مبارك باشه دوستم و برات هراونچه كه خوبه آرزو ميكنم و اميدوارم همه عزيزانت هرجا كه هستن دلشون شاد و لبشون خندون باشه...بيا يه بغل گنده محكم بده به اين ريفيقت!

Mahsa

elahi man ghorboonet beram ke har dafe yechi minevisi ashke adamo dar miari,omidvaram sale jadid vasat hamash khoshi bashe o delet asan nagire,vase hame khoob bashe,eydetam kheyliii mobaraaaak:******

حمیده

ای که الان دوست داشتم قورطت بدم

حانیه

ای من به فدای این نوشتنت دخمل.... فقط من چرا اینقدر گیج بودم که تازه دیدم ؟!!!!! الهیییییییی که دلت خوش باشه امسال و هر سال .... الهی که خودت و عزیزات سالم باشین و به دور از دلتنگی .... بوووووس گنده ی آآآبداااارررر

مریم

اسم سال 90 که میاد،به غایت یاد "جیگر زلیخا" میفتم !! دی: سال بسییییییییییار پرفراز و نشیب و البته پر باری بود برام... ما که اهل کمیت نیستیم ولی میتونم بگم دو سه سالی این پروسه بزرگ شدنمو جهشی خوندم تو این یه سال!! دی: